در بحث از موسيقي بيزانسي و لاتيني، موضوع بسيار مهم نتنويسي را ابداً بهحساب نياوردهام. اين كار ناگزير بود، زيرا ديرينشناسي موسيقي چنان جنبهٴ فني دارد كه بهسختي ميتوان آن را جمعبندي كرد. به علاوه، ارتباط آن با نظريهٴ موسيقي چندان نزديك نيست كه به بحثي در اينجا اجازه دهد. به عبارت ديگر، براي پژوهندهٴ موسيقي بيزانس نتنويسي قديم داراي اهميت اساسي است، ولي محقق تاريخ تفكر در بيزانس نميتواند چندان درگير آن شود.
موسيقي اسلامي. علاقهٴ مسلمانان به نظريهها و اعمال موسيقايي از تأليف آثار مختلف معلوم ميشود، از قبيل ارجوزه فيالاٴلحان محمد خطيب اِربِلي و ذَهَـبي و
رساله در علم موسيقي و شناخت الحان از ابن صباح فرزند ذهبي و رساله در الحان و نغم از ابن كَـريٰ.1 متأسفانه زمان تأليف مهمترين اين آثار، كه شرحي است كامل بر كتابالادوار صفيالدين، معلوم نيست. من آن را در شمار آثار فيلسوف و منجم ايراني شمسالدين ميرك آوردهام، ولي فارمر (شماره 241، 1940) او را از ايراني ديگري بهنام جرجاني (چهاردهم ـ 2) ميداند. اين اثر قطعاً به سدهٴ چهاردهم، احتمالاً به نيمهٴ دوم آن، تعلق دارد. اثر مزبور بهخاطر دربرداشتن انبوهي از اطلاعات مفصل و نيز
1 .اين نام در كتاب بهصورت ابن كَـريٰ (Ibn Kara) ضبط شده كه ظاهراً نادرست است. ضبط صحيح اين نام ابن كُرّ است. ابوعبدالله شمسالدين محمدبن عيسيبن حسن بن كُرّ (681 ـ 759 يا 763 ق/1282 ـ 1358 يا 1362م) موسيقيدان و فقيه حنبلي، اديب، محدّث و صوفي است. موسيقي را نزد قاضيعلأالدين ابن تراكيشي حنبلي آموخت. ابن حجر استادان او را در موسيقي بيش از يك تن دانسته است. ابن كر كتابي در موسيقي با عنوان
غاية المطلوب فيعلم الانغام و الضروب نوشت كه امروز در دست نيست. او را پيشواي موسيقيدانان عصرش ناميدهاند. ــ و.